العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
369
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
10 - كافى . محمد بن يحيى . . . از ابى على لهبى از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود . ان اللَّه تبارك و تعالى ليعطى العبد من الثواب على حسن الخلق كما يعطى المجاهد في سبيل اللَّه يغدو عليه و يروح . خداوند متعال به بندهء خوش اخلاق ثوابى همانند ثواب كسى كه در راه خدا جهاد مىكند كه بسوى جنگ حركت نموده و برميگردد . چنين ثوابى عنايت ميفرمايد . بيان . . . علت اينكه خداوند چنان ثوابى عنايت ميفرمايد اين است كه اين دو كار ( جهاد و مقيد بخوش خلقى ) بر انسان دشوار و پر مشقت مىباشد بلكه جهاد با نفس و مراعات حدود الهى مشكلتر از جهاد با دشمن برونى است و از اين جهت به اين جهاد جهاد اكبر گفته مىشود گرچه جهاد با دشمن هم خود مبارزه با نفس است جملهء ( يغدو عليه و يروح ) كه به معناى اين است كه صبح ميرود بجهاد و عصر هم ميرود بجهاد كنايه از اين است كه بطور استمرار و هميشه مشغول جهاد است چون معناى غدو اول روز و رواح آخر روز است ( صبح و عصر و هميشه بجهاد ميرود ) و يا معنا اين است كه اول روز ميرود و عصر برميگردد كه البته معناى اول ظاهرتر است . و در مصباح گفته غدا و غدوا يعنى زمان طلوع فجر تا طلوع آفتاب كه حركت و رفتن در اين وقت را با لفظ غدا تعبير ميكنند ولى سپس استعمال شده در اصل معناى رفتن هر وقت كه باشد گر چه وسط روز باشد و معناى راح يروح روحا يعنى مراجعت كرد همچنان كه در آيه شريفه غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ سوره سبأ 12 به اين معنا آمده است يعنى رفتن باد يك ماه و برگشتش يك ماه است و بعضى خيال ميكنند كه رواح فقط به معناى رفتن در آخر روز است ولى چنين نيست بلكه رواح و غدو در نظر عرب زبانها بهر وقت رفتن گفته مىشود شب باشد يا روز صبح باشد يا عصر و لذا در حديث رفتن به نماز جمعه تعبير به اين لفظ شده من راح الى الجمعه با اينكه صبح به نماز جمعه ميروند پس منظور اين است كه برود به نماز جمعه . و شايد معناى اولى كه گفته شد ( رفتن بجهاد استمرار و تداوم داشته باشد ) مناسبتر باشد و گفته شده . ممكن است منظور اين باشد كه ثواب حسن خلق هميشگى است و صبح و شام شخص خوش اخلاق ثواب دارد ( البته بعيد نيست ) . 11 - كافى . محمد بن يحيى . . . از قابوسى از شخصى از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود خداوند متعال مقدارى از اخلاق اولياء خود را بعنوان عاريه بدشمنانش داده است تا در نتيجه دوستان خدا بتوانند در زمان حكومت و دولت دشمنان زندگى كنند و در حديث ديگرى آمده است كه اگر اين طور نبود دشمنان خدا احدى از دوستان خدا را باقى نميگذاشتند و همه را ميكشتند . بيان . اينكه در اين حديث تعبير به عاريه شده ممكن است از چند جهت باشد 1 - به اين منظور باشد كه چنين اخلاقى نتيجهء اخروى براى اين دشمنان ندارد مانند يك چيز عاريتى